صفحه اصلی شهدا و جانبازان روایت عشاق تقديم يك شهيد از طرف خاندان ما براي انقلاب و اسلام چندان زياد نيست
تقديم يك شهيد از طرف خاندان ما براي انقلاب و اسلام چندان زياد نيست مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط رضا اتابکی   
سه شنبه ، 29 آذر 1390 ، 08:42

راوی علی اصغر آقامحمدی

با ايشان به علت بهره مندي از مزارع كشاورزي مشترك همكار بوديم. در فواصل زماني بين سالهاي 66-65 بود كه حضور در جبهه براي او صورت آرزو پيدا كرد. براي رفتن و اعزام بي تابي مي كردند. اين حالت براي او ادامه داشت تا موعد خدمت سربازيشان فرا رسيد. با وجود ناراحتي ونارضايتي مادر ، پدر مرحومشان مشوق اصلي او براي حضور در مناطق رزم گشت. شايد از زمان اعزام او سه يا چهار ماهي نمي گذشت كه به فيض شهادت نائل آمد. از نظر ايمان ، غيرت ، پاكدامني و نجابت در ميان اقوام زبانزد بودند.

با شنيدن شهادت رزمندگان اشتياق او براي شركت در جنگ و ياري اسلام فزوني مي يافت. در بين اعضاي خانواده ايشان بي نهايت مورد مهر و عطوفت والدين بودند. از ايام كودكي مقيد به رعايت حلال و حرام و عبادات الهي بودند. همزمان با ماه محرم و عاشورا مشاركت فعال و مستمر در هئيت هاي عزاداري و دسته جات سينه زني داشت. از ناگفته هايي كه از او در گنجينه دلم نهفته دارم اين كه براي مدتي در شهر تهران به اتفاق هم در يك كارخانه تنقيح و بسته بندي كشمش واقع در منطقه باقرآباد كار مي كرديم. ايشان شديداً به روزي حلال ، كار خالصانه و اينكه موازين شرع در آن رعايت شود تأكيد داشتند. اهل گذشت و رأفت بودند. هيچوقت او را ناراحت و عصباني نديدم. اگر هم در بين كساني مشاجره و اختلافي را مشاهده مي كرد نقش ميانجي را ايفا مي كرد.

در برخورد با انسانهاي تهي دست و فقير برابر توان خويش انفاق مي كرد و ديگران را توصيه به دستگيري و كمك دهي   مي نمود. همراه با پدر بزرگشان علاقه و وابستگي شديدي به حضرت امام(ره) داشتند. همزمان با انتقال پيكر مطهر شهيد به موطن اصلي يعني شهر ميلاجرد پدر در حاليكه ذكر شكر بر زبان داشت ديگر اعضاء و بستگان را به خويشتن داري و سعه صدر دعوت مي كرد و مرتباً به ذكر اين مطلب تاكيد مي كرد: «تقديم يك شهيد از طرف طايفه و خاندان ما براي انقلاب و اسلام چندان زياد نيست».        

          شهيد پرويز آقامحمدي

خانه دل پاكش روشن و مصفا بود *** باغ اطهر جانش خرم و مطرا بود

در نجابت و غيرت شهره كسانش بود *** هم ز مهر فرزندي جان نثار بابا بود

روزي حلالش را با ريا عجين ننمود  ***خير خواه هم كيشان اهل دين و تقوا بود

از شرار اين دنيا سينه اش به تنگ آمد *** در هواي جانانش ديده اش چو دريا بود

در زمان عاشورا جان و دل فدا مي كرد *** عاشق رخ سقا هم حسين زهرا بود

شربت شهادت را با لب رضا نوشيد *** خون پاك پرويزم بهر دين گوارا بود

 

نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."