صفحه اصلی شهدا و جانبازان زندگینامه شهداء زندگی نامه شهید قدرت الله محمودی
زندگی نامه شهید قدرت الله محمودی مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط رضا اتابکی   
دوشنبه ، 28 آذر 1390 ، 18:22

شهيد قدرت اله محمودي اختر سعدش به سال 1342 در سپهر عالم درخشيدن گرفت. پر بها  مولودي كه چو مرواريد در صدف پر مهر خانواده به انوار تربيت و تزكيه متمتع بود. در همان اوان چو غنچه اي عطر توحيد منتشر مي ساخت. در بحر دلش زلال ولاي يار زمزم حكمت تراوش مي كرد. از بهار عمرش چهار سال نمي گذشت كه ره به مكتب خانه برد. بارز بود و ممتاز. استاد ميرزا را هم او قريب بود و حبيب. فكر و خرد در نظر مردمان حكيمش مي نمود. ارادت و دلداگي اش به صاحب دل شهيد را در حاليكه 6 سال بيش نداشت حافظ كلام خدا ساخت. ذوق و طبع لطيف شهره كسانش نمود. مقاطع آغازين تحصيل را جهشي و تجميعي طي كرد. جواني اش را درس تهذيب درون كرد و مجلس تزيين عقل به علوم ، نگرش در طبيعت و محيط زيباي روستا (ميلاجرد) روح او را به لطايف و حكمت همراه نمود. مريدي خالص و خاضع بود كه در محفل مولايش خميني نرد عشق مي باخت. همين او را در تهران چون قطره اي به درياي خروشان تظاهرات مردمي پيوند مي داد. نهاد روشن بين و زبان حق گويش ساواك را به دستگيري اش وا داشت. اما گل آمالش به گلستان جنگ و جهاد برفروخت. به رسم ادب اذن پدر برات رهسپارش گرديد. وظيفه شناسي و تدبير به همراه لياقت لايق فرماندهي اش نمود. از اين سان زاهد و عابد امن گريز و بي قرار. سوداي شب شد و فريادگر اين نوا: «خدايا نكند كه اين منصب دنيایي ات شود حجاب وصلت واي من چو اين باشدت ميلت»

اين ماجرا چه نيكو سخن مي راند آن خواهر پرمايه: «دو خانواده از مقام فرماندهي برادرم بي خبر بود. روزي به هنگام اقامه نماز چندين پلاك به گردنش ديدم گفتم اينكه چند پلاكت هست علت چيست؟  طبع بلندش باعث شد حقيقت را كتوم دارد تا اينكه ديگر برادر شهيد اسداله محمودي خبر از سمت فرماندهي او داد. شهيد نزديك آمده و حكمتي زمزمه كرد: خواهرم من بخاطر خدا و براي او جنگ مي كنم. پست برايم ارزشي ندارد. معدن محبت بود و كان صفا و گنجينه دلش از عشق پدر و مادر سرشار» ، در آخرين اعزام اين پهلوان بي همال روي به مادر و خواهر كرده و گفت: «زماني وصيت نامه ام را از ميان قرآن برداريد و بخوانيد كه شهيد شده باشم». در شهادتم نگرييد و ناله ميكنيد و رخت سياه بر تن ننمائيد. چرا كه دشمن شاد شدن رسم وفا نباشند. شهيد اسلامم و هست عزت همره من. سرانجام با وجوديكه گردونه فلكي سن شهيد در رقم 18 متوقف بود به شهادت لاله اي ديگر را به خون سرخ احمر ساخت تا دارالشفايي گردد ضمير رميده و دردمند عشاق را. در دفتر شهادتش برگي دگر ز نامي نام مفقود الاثر جاي دارد. بر پايدار پيكرش 9 سال خدا گذشت تا ز فقدان نعمت جاودان يابد.

نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."