ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 7 پست ] 
نويسنده پيغام
 موضوع پست: طراحی افکار، ایده های علمی و تئوری پردازی
پستارسال شده در: دوشنبه 14 تیر 1395, 9:06 pm 
عضو پیشرفته
عضو پیشرفته
آفلاين
تاريخ عضويت:شنبه 22 تیر 1392, 12:45 pm
پست ها :
260 پست
محل سکونت:
میلاجرد
تشکر کرده اید:
1034 مرتبه
تشکر شده:
1032 مرتبه در 242 پست ها

محل تولد: اراك-ميلاجرد

طراحی افکار، ایده های علمی و تئوری پردازی لزوم توجه به آزادی در عرصه اندیشه را نمایان می سازد و نقد منطقی علوم و ارائه نظریات علمی نوین باعث ارتقا جایگاه یک کشور در جهان خواهد شد در این مسیر توجه به تجربه سایر کشورها و اجتناب از تکرار مسیر اهمیت بسزایی دارد. اندیشه آزاد امکان کشف روابط و قوانین حاکم بر جهان و تدبیر آفرینش را مهیا ساخته و حقیقت علوم را روشن می کند و باعث تعالی دنیوی و اخروی شده و سلامت فکر در این راه تضمین کننده سعادت است. بنابراین فکر سالم علم کامل و عمل دقیق و به عبارت دیگر تفکر متعهدانه توأم با تخصص ارزشمند و تعالی بخش است.


در این مسیر لزوم فهم صحیح مطالب و تکیه بر نیروی تفکر و توجه به علم مطلق از وسایل اجتناب ناپذیر حرکت بوده و این وظیفه به فرموده حضرت علی (ع) به عهده دو گروه است. اساتید و دانشجویان که با موشکافی و تدبر در آنچه آموخته اند و می آموزند راه مباحثه ارزشمند علمی را در مجموعه های علمی هموار سازند و نتیجه نظام آموزشی، پرورشی حکیمانی دانشمند و معتقد باشد تا جامعه علمی از گمراهی و ضلالت دور شود.


_________________
وجود بی نهایــــــــــــــــــــــت مسیر برای موفقیت در زندگی زیباست و این است که به زندگی مفهوم می دهد و انسانیت را به وجود می اورد.
There are infinite paths to success in life is beautiful and gives meaning to life and humanity creates


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم v.gh به خاطر این پست تشکر کرده اند
YOUSEF.ASHOURI (سه شنبه 15 تیر 1395, 8:35 am)
 موضوع پست: Re: طراحی افکار، ایده های علمی و تئوری پردازی
پستارسال شده در: دوشنبه 14 تیر 1395, 9:10 pm 
عضو پیشرفته
عضو پیشرفته
آفلاين
تاريخ عضويت:شنبه 22 تیر 1392, 12:45 pm
پست ها :
260 پست
محل سکونت:
میلاجرد
تشکر کرده اید:
1034 مرتبه
تشکر شده:
1032 مرتبه در 242 پست ها

محل تولد: اراك-ميلاجرد

بنابر این مطالعه پیگیر در مسائل علمی به فرموده امام صادق(ع) باعث شکفتن عقل و تقویت نیروی فکر و فهم است و توجه به ارتقا سطح علمی جامعه زمینه ساز رشد بخش های علمی و افزایش کیفیت امور اجرایی می باشد و در دنیای امروز توجه به این نکته که قدرت در کشف و تولید علوم است وظیفه عالمان حوزه و دانشگاه را نمایان تر می سازد و لزوم توجه به استعدادها، مفاهیم و توان داخلی و از طرف دیگر درک واقعیت علم و ارتباط علمی با جهان راهی روشن در جهت نیل به سعادت است در این زمینه قرآن کریم و ائمه اطهار اشارات شفاف و دقیقی دارند که در این مقاله به گوشه ای از انها اشاره خواهد شد. تا با استفاده از این ذخائر عمیق و ارزشمند راه نهضت علمی و آزاد اندیشی هموار گردد.


توجه به ارتقا سطح علمی جامعه باعث رشد علمی جامعه زمینه ساز رشد بخش های علمی و امور اجرایی می شود و انسان هایی عاقل هستند که می توانند در بهبود روند امور مؤثر باشند. بنابراین لازم است به فرموده حضرت علی(ع) چراغ عقل را با شعله علم روشن کنیم تا دچار خطا و گمراهی در اعمال خود نشویم.


 


_________________
وجود بی نهایــــــــــــــــــــــت مسیر برای موفقیت در زندگی زیباست و این است که به زندگی مفهوم می دهد و انسانیت را به وجود می اورد.
There are infinite paths to success in life is beautiful and gives meaning to life and humanity creates


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم v.gh به خاطر این پست تشکر کرده اند
YOUSEF.ASHOURI (سه شنبه 15 تیر 1395, 8:35 am)
 موضوع پست: Re: طراحی افکار، ایده های علمی و تئوری پردازی
پستارسال شده در: دوشنبه 14 تیر 1395, 9:12 pm 
عضو پیشرفته
عضو پیشرفته
آفلاين
تاريخ عضويت:شنبه 22 تیر 1392, 12:45 pm
پست ها :
260 پست
محل سکونت:
میلاجرد
تشکر کرده اید:
1034 مرتبه
تشکر شده:
1032 مرتبه در 242 پست ها

محل تولد: اراك-ميلاجرد

در جهان امروزی که سرعت دیجیتالی شدن کشورها و توسعه در علوم مختلف با ثانیه ها سنجیده می شود بی توجهی به علم و پژوهش نتیجه ای جز عقب ماندگی و وابستگی ندارد. نکته مهم دیگر این است که ارتقا سطح علمی زمانی که همراه با افزایش سطح ایمان و اعتقاد افراد یا به فرموده امام راحل تخصص همراه با تعهد باشد سعادت دنیوی و اخروی را به دنبال دارد و تحصیل در علم و تلاش در جهت پژوهش علمی و در نهایت تولید علم افزایش قدر و جایگاه افراد جامعه را به دنبال دارد. حضرت علی(ع) در این رابطه می فرمایند:«علم و ادب ارزش وجود تواست در تحصیل علم کوشش نما، به هر مقداری که بر دانش و ادبیت افزوده شود قدر و قیمت افزایش می یابد.»


 


_________________
وجود بی نهایــــــــــــــــــــــت مسیر برای موفقیت در زندگی زیباست و این است که به زندگی مفهوم می دهد و انسانیت را به وجود می اورد.
There are infinite paths to success in life is beautiful and gives meaning to life and humanity creates


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم v.gh به خاطر این پست تشکر کرده اند
YOUSEF.ASHOURI (سه شنبه 15 تیر 1395, 8:35 am)
 موضوع پست: Re: طراحی افکار، ایده های علمی و تئوری پردازی
پستارسال شده در: دوشنبه 14 تیر 1395, 9:30 pm 
عضو پیشرفته
عضو پیشرفته
آفلاين
تاريخ عضويت:شنبه 22 تیر 1392, 12:45 pm
پست ها :
260 پست
محل سکونت:
میلاجرد
تشکر کرده اید:
1034 مرتبه
تشکر شده:
1032 مرتبه در 242 پست ها

محل تولد: اراك-ميلاجرد

حدود آزادی


باری قدر متیقن آن است که: آزادی هرکس، به مرز آزادی (خود و دیگران) محدود است کس نمی تواند به بهانه آزادی حریم آزادی دیگران را بشکند; زیرا به همان علت و دلیل که او آزاد است دیگری نیز از حق آزادی برخوردار است و به تعبیر نغز منتسکیو: «حد اعلای آزادی آنجاست که آزادی به حد اعلا نرسد .» «ایحسب الانسان ان یترک سدی » . (قیامت: 36)


قاعده لاضرر که برآمده از سنت رسول گرامی و شامل ترین قواعد حقوقی اسلامی است و همچنین قاعده سلطنت و فحوای آن مؤید این مدعا است . همچنین کسی نمی تواند به استناد آزادی، سبب سلب آزادی از خود شود، انسان تکوینا بر آزاد بودن مفطور و تشریعا بر آزاده زیستن مجبور است، هرآنکه خود را از موهبت آزادی بی نصیب سازد از آدمیت خویش روی برتافته است . (رشاد، 1379: 129)


صاحبنظران براین باورند که آزادی بی حد و حصر به افسانه شبیه است تا واقعیت اما شمار زیادی در عمل، به ویژه در بستر زندگی اجتماعی، خواهان آزادی مطلقند . شهید مطهری از جمله اندیشمندانی است که تنها آزادی محدود و مشروط را ارج می نهد و معتقد است که آزادی مطلق نه دست یافتنی است و نه مطلوب . ایشان برای اثبات ادعای خود این گونه استدلال کرده است: «بشر به حکم این که در سرنوشت خود دو قطبی آفریده شده; یعنی موجودی متضاد است، و به تعبیر قرآن، مرکب از عقل و نفس یا جان - جای علوی - و تن است، محال است بتواند در هر دو قسمت وجودی خود از بی نهایت درجه آزادی برخوردار باشد رهایی هریک از قسمت عالی و ساحل وجود انسان، مساوی با محدود شدن قسمت دیگراست .» (دژاکام، 1377: 47)


آزادی و مساوات دو ارزش انسانی است که با یکدیگر متعارض می باشند; یعنی اگر افراد آزاد باشند مساوات از بین می رود، و اگر بخواهد مساوات کامل برقرار بشود ناچار باید آزادی ها را محدود کرد ... آزادی به فرد تعلق دارد و مساوات به جامعه (مطهری، 1373 ج: 266 - 267) به اعتقاد شهید مطهری، آزادی هر فردی مطلقا محترم است و باید محفوظ بماند، مگر آنجا که مراحم آزادی دیگران باشد، به عبارت دیگر آزادی را جز آزادی نمی تواند محدود کند . «بسیار اشتباه است اگر خیال کنیم معنی اینکه «انسان آزاد آفریده شده است » این است که به او میل و خواست و اراده داده شده است و این میل باید محترم شناخته شود مگر آنجا که با میل ها و خواست های دیگران مواجه و معارض شود و آزادی میل های دیگران را به خطر اندازد .


ما ثابت می کنیم که علاوه بر آزادی ها و حقوق دیگران مصالح عالیه خود فرد نیز می تواند آزادی او را محدود کند . بزرگ ترین تیشه ای که به ریشه اخلاق زده شده، به نام آزادی و از راه همین تفسیر غلطی است که از آزادی شده است .» (مطهری، 1379 ب: 644 - 644)


بنابراین از نظر شهید مطهری، انسان در عین حال که از موهبتی الهی به نام آزادی برخوردار است ولی در بعضی از امور این آزادی محدود و نسبی می شود «بدیهی است که انسان در عین آزادی برای ساختن اندام های روانی خویش و تبدیل محیط طبیعی به صورت مطلوب خود و ساختن آینده خویش آنچنانکه خود می خواهد، محدودیت های فراوانی دارد و آزادی اش آزادی نسبی است; یعنی آزادی در داخل یک دایره محدود است » . (مطهری، 1372 ج: 289)


انواع آزادی


در آثار و نوشته های استاد، اقسام مختلف آزادی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است . ایشان گاهی آزادی را به معنوی و اجتماعی، و زمانی به فکری و عقیدتی، و گاه به آزادی انسانی و حیوانی تقسیم می کنند و آنها را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند و در بعضی موارد نیز از آزادی فلسفی سخن به میان آورده و می گویند: «معمولا دو گونه آزادی بر انسان در نظر گرفته می شود: یکی آزادی به اصطلاح انسانی و دیگری آزادی حیوانی، یعنی آزادی شهوت، آزادی هوا و هوس ها ... کسانی که درباره آزادی بحث می کنند، منظورشان آزادی حیوانی نیست، بلکه آن واقعیت مقدس است، آزادی انسانی نام دارد .» (مطهری، 1370: 7)


و در جای دیگر می نویسد: «آزادی سه جهت پیدا می کند، آزادی از محکومیت طبیعت، آزادی از محکومیت انسان های دیگر، آزادی از محکومیت انگیزه های درونی خود» . (مطهری، 1373د: 233)


الف: آزادی فلسفی


منظور از آزادی فلسفی، در مقابل جبر می باشد و اینکه انسان موجودی مختار، آزاد و صاحب اراده است یا اینکه مجبور است و از خود اراده ای ندارد؟ این بحث، محل معرکه آراء متکلمان و فیلسوفان بوده است . اندیشمندان اسلامی در پاسخ به این پرسش بنیادین، سه رهیافت عمده داشتند: اشاعره بر این گمان بودند که انسان موجودی کاملا مجبور است و هیچ اراده ای از خود ندارد . در مقابل، معتزله، انسان را مختار محض می دانستند .


امامیه بر خلاف این دو مکتب که یکی به افراط گروید، و دیگری راه تفریط را انتخاب کرده است، با استفاده از تعالیم اهل بیت ( علیهم السلام)، طریق وسط را برگزیدند و انسان را مختار محض و نه مجبور مطلق، بلکه به تعبیر امام صادق علیه السلام «امر بین الامرین » می باشد .


در مغرب زمین هم مکاتب اومانیستی به خصوص اگزیستانسیالیستها به آزادی مطلق انسان گرایش پیدا کرده و سه نوع وابستگی آدمی را اسارت و سلب آزادی قلمداد کرده اند: «این مکتب معیار کمال انسانی و در واقع جوهر انسان و ارزش ارزش های انسان را آزادی می داند و معتقد است که انسان تنها موجودی است که در این عالم، آزاد آفریده شده است، یعنی محکوم هیچ جبر و هیچ ضرورت و هیچ تحمیلی نیست . (مطهری، 1373 الف: 330) این مکتب می گوید: «هر چیزی که بر ضد آزادی و منافی با آن باشد، انسان را از انسانیت خارج و او را بیگانه از انسانیت می کند . انسان بالذات آزاد آفریده شده است . ممکن است عواملی از جمله وابستگی ها و تعلق ها آزادی را از انسان بگیرند . اگر انسان خودش را به چیزی ببندد و به آن تعلق و وابستگی پیدا کند و بنده و تسلیم چیزی باشد، از نظر این مکتب از انسانیت خارج شده است ; زیرا آزادی از او گرفته شده است .» (همان: 334) و از دست دادن آزادی یعنی خروج از انسانیت .


از نظر شهید مطهری، در این مکتبها شخصیت انسانی را مساوی می دانند . با تمرد و عصیان و آزادی از هر چه رنگ تعلق پذیرد بلا استثناء، و هر تقید وانقیاد و تسلیمی را بر ضد شخصیت واقعی انسان و موجب بیگانه شدن او با «خود» می شمارند . ایشان در ادامه می نویسد: عرفان که به آزادی از هر چه رنگ تعلق پذیرد دعوت می کند، استثنایی هم در کنارش قرار می دهد . حافظ می گوید:


غلام همت آنم که زیر چرخ کبود


زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است


مگر تعلق خاطر به ماه رخساری


که خاطر از همه غمها به مهر او شاد است


از نظر عرفان از هر دو جهان باید آزاد بود اما بندگی عشق را باید گردن نهاد; لوح دل از هر رقم باید خالی باشد جز رقم زلف امت یار ; تعلق خاطر به هیچ چیز نباید داشت جز به ماه رخساری که با مهر او هیچ غمی اثر ندارد، یعنی خدا .


از نظر فلسفه های به اصطلاح اومانیستی وانسانی، آزادی عرفانی دردی از بشر را دوا نمی کند ; زیرا آزادی نسبی است ، آزادی از هر چیزی برای یک چیز است . اسارت بالاخره اسارت است و وابستگی است، عامل آن هر چه می باشد . (مطهری، 1378الف: 298 - 299)


ایشان در نقد سخن اگزیستانسیالیستها می نویسد: «تعلق یک موجود به غایت و کمال نهایی خودش، برخلاف نظر آقای سارتر، «از خود بیگانه شدن » نیست، بیشتر در خود فرورفتن است ; یعنی بیشتر «خود، خودشدن » است . آزادی اگر به این مرحله برسد که انسان حتی از غایت و کمال خودش آزاد باشد ; یعنی حتی از خودش آزاد باشد، این نوع آزادی از خود بیگانگی می آورد، این نوع آزادی است که بر ضد کمال انسانی است . آزادی اگر بخواهد شامل کمال موجود هم باشد، یعنی شامل چیزی که مرحله تکاملی آن موجود است به این معنا که من حتی از مرحله تکاملی خودم آزاد هستم، مفهومش این است که من از «خود» کاملترم و «خود» ناقص تر من از «خود» کاملتر من ، آزاد است . این آزادی بیشتر انسان را از خودش دور می کند تا این وابستگی . در این مکتب میان وابستگی به غیر و بیگانه، با وابستگی به خود یعنی وابستگی به چیزی که مرحله کمال خود است تفکیک نشده است .» (مطهری، 1373الف: 340)


اشکال دومی که استاد بر این مکاتب وارد می کند این است که اینها بین هدف و وسیله خلط کرده اند «آقایان گزیستانسیالیست بین هدف و وسیله اشتباه کرده اند . آزادی برای انسان کمال است ولی آزادی «کمال وسیله ای » است نه «کمال هدفی » ; هدف انسان این نیست که آزاد باشد، ولی انسان باید آزاد باشد تا به کمالات خودش برسد، چون آزادی یعنی اختیار، و انسان در میان موجودات تنها موجودی است که خود باید راه خود را انتخاب کند وحتی به تعبیر دقیق تر خودش باید خودش را انتخاب کند .» (همان: 346)


اشکال دیگری که استاد ذکر می کنند این است که: آزادی که آنها می گویند اساسا مفهوم ندارد و صددرصد غلط است ; زیرا برابر با آزادی است که اشاعره می گفتند و می خواستند ثابت کنند اراده انسان کاملا آزاد و بی ارتباط به همه چیز است ... حداکثر معنای این حرف این است که هیچ عاملی مقصر بدبختی من نیست، من اگر بدبخت شدم خودم مقصر هستم . ولی آیا معنای این، مسئولیتت در برابر دیگران هم هست که بگویم من در انتخاب خود مسئولم چیزی را انتخاب کنم که به نفع دیگران هم باشد؟» (مطهری، 1377: 120 - 121)


از این رو لازمه این فلسفه، هرج مرج (آنارشیسم) اخلاقی، بی تعهدی و نفی هر گونه مسئولیت است . (مطهری، 1378الف: 303)


ب: آزادی فکری


یکی دیگر از انواع آزادی که شهید مطهری در برخی آثارش به آن می پردازند، آزادی فکر و اندیشه می باشد . که در این بخش از مقاله ، جوانب مختلف دیدگاه استاد را بیان می کنیم .


1 . آزادی فکری، مایه پیشرفت و رشد اسلام، و محدودیت یا عدم آن، باعث شکست اسلام است ; استاد در این باره می فرماید: «اتفاقا تجربه های گذشته نشان داده است که هر وقت جامعه از یک نوع آزادی فکری - ولو از روی سوء نیت - برخوردار بوده است، این امر به ضرر اسلام تمام نشده بلکه در نهایت به سود اسلام بوده است . اگر در جامعه ما محیط آزاد برخورد آراء و عقاید به وجود بیاید، به طوری که صاحبان افکار مختلف بتوانند حرفهایشان را مطرح کنند وما هم در مقابل، آراء و نظریات خودمان را مطرح کنیم، در چنین زمینه سالمی خواهد بود که اسلام هر چه بیشتر رشد می کند .» (مطهری، 1370الف: 63) ونیز می فرماید: «اگر جلوی فکر را بخواهیم بگیریم، اسلام و جمهوری اسلامی را شکست داده ایم .» (همان: 64)


2 . باید بحث های فکری و علمی، آشکار او به صورت منطقی انجام گیرد و از نفاق کاری و پنهان عمل کردن پرهیز شود «این که فردی پنهانی به صورت اغواء تو اغفال بخواهد دانشجویان ساده و کم مطالعه را تحت تاثیر قرار دهد و بر ایشان تبلیغ کند، این قابل قبول نیست .» (همان) پس بین آزادی فکری و آزادی در اغفال انسانها فرق است .


3 . وجه امتیاز اسلام با مذاهب دیگر، مخصوصا مسیحیت همین است ; از نظر اسلام اصول عقاید، جز از طریق تفکر و اجتهاد فکری جایز نیست، اما اصول دین مسیحی، ماورای عقل و فکر شناخته شده است . (همان: 94 - 95)


4 . آزادی فکری از نظر استاد، به طور مطلق و بدون هیچ محدودیتی صحیح و مایه رشد آدمیان معرفی شده است ; زیرا، اولا آزادی در اندیشه ناشی از استعداد انسانی بشر است و پیشرفت و تکامل بشر در گروه این آزادی است . پس این استعداد بشری باید آزاد باشد تا پرورش یابد و انسان را به کمال نهایی برساند . (همان: 7)


ثانیا «علم چیزی است که بر اساس منطق پیش می رود ; در نتیجه، انسان باید در علم آزاد باشد» (مطهری، 1376: 224)


ثالثا «تفکر قوه ای است در انسان، ناشی از عقل داشتن ; انسان چون یک موجود عاقلی است، موجود متفکری است، قدرت دارد در مسائل تفکر کند به واسطه تفکری که درمسائل می کند، حقایق را تا حدودی که برایش مقدور است کشف می کند ; حالا هر نوع تفکری باشد، تفکر به اصطلاح استدلالی و استنتاجی و عقلی باشد یا تفکر تجربی .» مطهری، 1364: 92 - 93) پس کشف حقایق دلیل دیگری است بر مطلق نهادن آزادی فکری .


5 . اجتهاد نوعی حریت و آزادی است . البته منظور از حریت این نیست که مجتهدان خود را محدود و مقید به آنچه از ناحیه کتاب و سنت رسیده نمی دانند و از تقید به حدود کتاب و سنت آزادند . همچنانکه تفکر معتزله بر آن است . (نقل از: خسروپناه، 1380: 172 - 173)


ج: آزادی بیان


رای به آزادی فکر بدون رای به آزادی بیان، سخنی ناصواب و ناپخته است . به همین جهت استاد مطهری پس از تبیین آزادی فکر به تبیین آزادی بیان و مطبوعات پرداخته و به اجمال حدود آن را مشخص کرده است .


«این مساله آزادی فکر به مساله آزادی بیان نیز می انجامد . برای تداوم انقلاب اسلامی، هر کس باید فکر و بیان و قلمش آزاد باشد و اتفاقا تجربه های گذشته نشان داده است که هر وقت جامعه از آزادی فکری - و لو از روی سوء نیت - برخوردار بوده، در نهایت به سود اسلام تمام شده است . اگر در جامعه ما محیط آزاد برخورد آراء، ونظریات پدید آید که صاحبان افکار مختلف بتوانند حرف خود را طرح کنند، ما هم بتوانیم حرف خود را مطرح کنیم . تنها در چنین زمینه سالمی است که اسلام رشد می کند . من مکرر گفته ام که هرگز از پیدایش افراد شکاک در اجتماع که علیه اسلام سخنرانی می کنند، مقاله می نویسند، نه تنها متاثر نمی شوم که خوشحال هم می شوم ; زیرا کار اینها باعث می شود چهره اسلام بیشتر نمایان شود . در سال های اخیر، کسروی، توده ای ها، و ... علیه اسلام و واقعا به طور غیر مستقیم به اسلام خدمت کردند ; زیرا مسائلی که ساها در اثر عدم اعتراض و تشکیک در پرده ابهام قرار گرفته بود، دوباره مطرح شد و علما بهآشکار ساختن حقایق پرداختند . یک دین زنده هرگز از این حرف ها بیمی ندارد . آن وقت بیم است که حامیان دین آن قدر مرده باشند که عکس العمل نشان ندهند، همانطور که وقتی در اوایل مشروطیت به نظام جزایی اسلام حمله شد، یک نفر دفاع نکرد . به نظر من تنها راه درست برخورد با افکار مخالف همین است، و الا اگر بخواهیم جلوی تفکر و آزادی را بگیریم، جمهوری اسلامی را شکست داده ایم . البته باید توجه کرد برخورد آراء و عقاید، غیر اغوا واغفال است . اغفال یعنی کاری توام با دروغ و تبلیغات نادرست . بر همین مبناست که خرید و فروش کتب ضلال در اسلام تحریم شده است ; یعنی کتاب های ضد دین و ضد اسلام دو دسته اند: برخی بر یک منطقه و تفکر خود را عرضه می کنند که این جا محل آزادی است و مبارزه با اینها باید در قالب ارشاد و هدایت و عرضه منطق صحیح باشد . اما گاه مساله دروغ و اغفال در میان است، مثلا اگر کسی درباره رئیس حکومت دروغ هایی بنویسد آیا آزادی ایجاب می کند اجازه پخش آنها را بدهیم؟ یا اگر کسی آیه ای یا مطلب تاریخی را به صورت تحریف شده در کتابش آورد تا نتایج دلخواهش را بگیرد، آیا ممانعت از نشر این کتاب، ممانعت از آزادی بیان است؟ آزادی ابراز نظر و عقیده ; یعنی آنچه که کسی واقعا بدان معتقد است بگوید، نه اینکه به این نام دروغگویی کند و مثلا زیر پوشش اسلام، افکار مارکسیستی را نشات گرفته از اسلام قلمداد نماید بلکه استادی که واقعا خود، مارکسیست است باید بیاید، ما هم منطق خودمان را عرضه می کنیم و هیچ کس هم مجبور نیست منطق ما را بپذیرد . اما این که به نام آزادی بیان، افکار ضد دین را در پوشش اسلام، عرضه کنند ممنوع است . البته منحصر در کتب نیست، بلکه همان طور که کتب ضلال هست، نطق و خطاب و فیلم ضلال هم هست که همگی مانند غذای مسموم می باشند و مقیاس ضلالتش از اثر و نتیجه اش که عاید روح بشر می شود معلوم می شود و هم خود افراد موظفند غذای روح خود را کنترل کنند و هم مسؤولین اجتماع از آن نظر که مدیر و مسؤول جامعه اند وظیفه دارند مراقب اغذیه روحی اجتماع باشند .» (مطهری، 1370الف: 49 - 50)


بر این اساس، استاد مطهری از کسانی که به بهانه آزادی بیان و عقیده، به عقاید خرافی احترام می گذارند و لب به اعتراض نمی گشایند، انتقاد می کنند . به نظر ایشان در واقع این نوع حرکت، احترام به اسارت است نه احترام به آزادی . احترام به آزادی این است که با این عقاید که فکر نیست بلکه عقیده است یعنی صرفا تقلید و انعقاد است مبارزه شود . (رک: مطهری، 1370ب: 152)


د: آزادی اجتماعی


آزادی اجتماعی یعنی رهایی از قیود، محدودیت ها، اختناق ها، سخت گیریها و مانع ایجاد کردن هایی که افراد بشر خودشان برای خودشان به وجود می آوردند . (مطهری، 1380: 278) «باید در اجتماع از ناحیه سایر افراد اجتماع آزادی داشته باشد، دیگران مانعی در راه رشد و تکامل او نباشند، او را محبوس نکنند، به حالت یک زندانی در نیاورند که جلو فعالیتش گرفته شود، دیگران او را استثمار نکنند، استخدام نکنند، استبعاد نکنند، یعنی تمام قوای فکری و جسمی او را در جهت منافع خودشان به کار نگیرند . این را می گویند آزادی اجتماعی » . (مطهری، 1372الف: 14)


ایشان، این نوع آزادی را یکی از اهداف انبیاء معرفی می کند: «یکی از مقاصد انبیاء بطور کلی و بطور قطع این است که آزادی اجتماعی را تامین کنند و با انواع بندگی ها و بردگی های اجتماعی و سلب آزادیهایی که در اجتماع هست مبارزه کنند .»


در ادامه می نویسد: دنیای امروز هم آزادی اجتماعی را یکی ازمقدمات خودش می شمارد . اگر مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر را خوانده باشید این را می فهمید در آنجا می گوید عله العلل تمام جنگ ها، خونریزی ها و بدبختی ها که در دنیا وجود دارد این است که افراد بشربه آزادی دیگران احترام نمی گذارند . (همان: 18)


ه: آزادی معنوی


نوع دیگر آزادی، آزادی معنوی است . شهید مطهری این نوع آزادی را از مقدس ترین آزادی ها و بزرگترین برنامه انبیاء معرفی می کند . «تفاوتی که میان مکتب انبیاء و مکتب های بشری هست در این است که پیغمبران آمده اند تا علاوه بر آزادی اجتماعی به بشر آزادی معنوی بدهند، و آزادی معنوی است که بیشتر از هر چیز دیگر ارزش دارد . تنها آزادی اجتماعی مقدس نیست بلکه آزادی معنوی هم مقدس است و آزادی اجتماعی بدون آزادی معنوی میسر و عملی نیست و این است درد جامعه بشری که بشر امروز می خواهد آزادی اجتماعی راتامین کند ولی به دنبال آزادی معنوی نمی رود ; یعنی نمی تواند، قدرتش را ندارد، چون آزادی معنوی را جز از طریق نبوت، انبیاء، دین، ایمان و کتاب های آسمانی نمی توان تامین کرد .» (همان: 19)


ایشان در جای دیگر، آزادی معنوی و آزادی اجتماعی را وابسته به هم و توام با یکدیگر می داند که اگر هر دو قسمش در جامعه بشری تحقق پیدا نکند، آزادی به معنی واقعی در جامعه بشر هرگز وجود پیدا نمی کند و آزادی معنوی را چنین تعریف می کنند: «آزادی معنوی یعنی اینکه انسان در درون خودش موجودی آزاد باشد .» (مطهری، 1380: 274)


آزادی همیشه دو طرف می خواهد به طوری که چیزی از قید چیز دیگر آزاد باشد . در آزادی معنوی، انسان از چه می خواهد آزاد باشد؟ جواب این است که آزادی معنوی بر خلاف آزادی اجتماعی، آزادی انسان، خودش از خودش است . آزادی اجتماعی آزادی انسان است از قید و اسارت افراد دیگر . ولی آزادی معنوی نوع خاصی از آزادی است و در واقع آزادی انسان است از قید و اسارت خودش . «اصلا تزکیه نفس یعنی آزادی معنوی: قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها، (شمس: 9 و10) بزرگترین خسران عصر ما این است که همه اش می گویند آزادی، اما جز از آزادی اجتماعی سخن نمی گویند . از آزادی معنوی دیگر حرف نمی زنند و به همین دلیل به آزادی اجتماعی هم نمی رسند .» (مطهری، 1372الف: 32و51)


استاد مطهری، سر موفقیت انبیاء در دعوتشان را همین آزادی معنوی ذکر می کنند . «سر اینکه انبیاء در برنامه عدالت و آزادیشان موفق شدند - یعنی توانستند انسان هایی تحویل بدهند که واقعا و به مفهوم واقعی آزادیخواه باشند، انسان هایی که قدرت را به دست بیاورند و سوء استفاده نکنند - این بود که اول برای آزادی معنوی کوشش می کردند ; بشر را از شهوات خودش، از خرافاتش، از تعصب و تحجرش، از وابستگی های پست و دنی واز تعلقات حیوانی اش آزاد می کردند ; آنگاه چنین بشری شایستگی آزادی اجتماعی پیدا می کند . اما بشری که روز به روز در فساد غرق می شود محال و ممتنع است که به آزادی اجتماعی برسد .» (مطهری ، 1380: 278)


_________________
وجود بی نهایــــــــــــــــــــــت مسیر برای موفقیت در زندگی زیباست و این است که به زندگی مفهوم می دهد و انسانیت را به وجود می اورد.
There are infinite paths to success in life is beautiful and gives meaning to life and humanity creates


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
 موضوع پست: Re: طراحی افکار، ایده های علمی و تئوری پردازی
پستارسال شده در: جمعه 22 مرداد 1395, 11:20 am 
عضو پیشرفته
عضو پیشرفته
آفلاين
تاريخ عضويت:شنبه 22 تیر 1392, 12:45 pm
پست ها :
260 پست
محل سکونت:
میلاجرد
تشکر کرده اید:
1034 مرتبه
تشکر شده:
1032 مرتبه در 242 پست ها

محل تولد: اراك-ميلاجرد

اهمیت علم در سایه امنیت می باشد


 


 


اهمیت امنیت برای ورود به فاز پیشرفت علمی:::


کی از اموری که اهمیت امنیت را در نگاه اسلام نشان می دهد این است که خداوند در قرآن کریم در جاهای متعدد وعده ای که به اولیای خود می دهد، بهره مندی از زندگی امن و آسوده و خالی از خوف و خطر است . «ان المتقین فی جنات و عیون، ادخلوها بسلام آمنین و نزعنا ما فی صدورهم من غل اخوانا علی سرر متقابلین لا یمسهم فیها نصب و ما هم منها بمخرجین » (8) ; یعنی به درستی که اهل تقوی در باغها و شهرها خواهند بود . به آنها خطاب شود که با درود و سلام و با کمال و ایمنی و امنیت به بهشت وارد شوید، ما آیینه دلهای آنها را از کدورت (کینه، حسد و هر خلق ناپسند) پاک و پاکیزه سازیم تا با هم برادرانه و روبروی هم بر روی تختها بنشینند . در صورتی که هیچ رنج و زحمت در آنجا به آنها نرسد و هرگز از بهشت بیرونشان نکنند . «ان المتقین فی مقام امین فی جنات و عیون . . . یدعون فیها بکل فاکهة آمنین لا یذوقون فیها الموت . . .» (9) ; یعنی همانا پرهیزکاران [در بهشت ابد] مقام امن و امان یافته اند . در باغها و کنار چشمه ها و نهرها آرمیده اند . . . و در حالی که از هر بیم و خطری در امنیت کامل به سر می برند از هر نوع میوه ای که میلشان بکشد طلب می کنند .




_________________
وجود بی نهایــــــــــــــــــــــت مسیر برای موفقیت در زندگی زیباست و این است که به زندگی مفهوم می دهد و انسانیت را به وجود می اورد.
There are infinite paths to success in life is beautiful and gives meaning to life and humanity creates


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
 موضوع پست: Re: طراحی افکار، ایده های علمی و تئوری پردازی
پستارسال شده در: جمعه 22 مرداد 1395, 11:21 am 
عضو پیشرفته
عضو پیشرفته
آفلاين
تاريخ عضويت:شنبه 22 تیر 1392, 12:45 pm
پست ها :
260 پست
محل سکونت:
میلاجرد
تشکر کرده اید:
1034 مرتبه
تشکر شده:
1032 مرتبه در 242 پست ها

محل تولد: اراك-ميلاجرد

جایگاه امنیت در احکام و مقررات اسلام


در نگاه اسلام هرچند آزادی محترم و مقدس است اما دارای حد و مرزهایی است . یکی از مهمترین حد و مرز آن «امنیت » است; به این معنا که آزادی افراد در نظام اسلامی و جامعه دینی تا آنجا محترم است که امنیت جامعه و نظام را در معرض خطر و تهدید قرار نگیرد . اسلام با علل و عوامل تهدیدکننده امنیت به شدت و بی ملاحظه برخورد کرده است . در یک نگاه، بسیاری از چیزهایی که در اسلام تحریم و منع شده است به این خاطر است که امنیت فردی و اجتماعی را در معرض مخاطره قرار می دهد . ما در اینجا به برخورد اسلام با پاره ای از عوامل تهدیدکننده امنیت اشاره می کنیم:


الف) آزادی افراد در مخالفت و انتقاد از دولت و حکومت اسلامی تا جایی است که به امنیت اجتماعی و وحدت ملی، آسیبی وارد نسازد . اما اگر مخالفتها و کارشکنی ها به جایی برسد که برای امنیت ملی و وحدت اجتماعی، عامل تهدیدکننده محسوب شود، حکومت موظف است که با جدیت و بی ملاحظه با آن برخورد نماید و توطئه ها را خنثی نماید .


حضرت علی علیه السلام می فرماید:


«ان هؤلاء قدتمالؤوا علی سخطة امارتی و ساصبر مالم اخف علی جماعتکم فانهم ان تمموا علی فیالة هذا الرای انقطع نظام المسلمین و انما طلبوا هذه الدنیا حسدا لمن افاءهاالله علیه فارادوا رد الامور علی ادبارها و لکم علینا العمل بکتاب الله و سیرة رسول الله صلی الله علیه و آله والقیام بحقه و النعش لسنته .» (32)


یعنی همانا ناکثین و پیمان شکنان به جهت نارضایتی از حکومت من به یکدیگر پیوستند و من تا آنجا که برای وحدت اجتماعی شما احساس خطر نکنم صبر خواهم کرد; زیرا آنان اگر برای اجرای مقاصدشان فرصت پیدا کنند، نظام جامعه اسلامی متزلزل می شود . آنها از روی حسادت بر کسی که خداوند حکومت را به او بخشیده است به طلب دنیا برخاسته اند . می خواهند کار را به گذشته بازگردانند . حقی که شما به گردن ما دارید، عمل کردن به کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و قیام به حق و برپاداشتن سنت او است .


به همین خاطر وقتی این گروه (ناکثین) دست به آشوب زدند و امنیت جامعه را به خطر انداختند، حضرت با آنها جنگید و آنها را تارومار کرد . حضرت می فرماید:


بر کارگزاران و خزانه داران بیت المال مسلمین که در فرمان من بودند و بر مردم منطقه ای که تمامی آنها بر اطاعت من و وفاداری در بیعت با من وحدت داشتند، هجوم آوردند، آنان را از هم پراکندند و به زیان من در میانشان اختلاف افکندند و بر شیعیان من تاختند . (33)


ب) اگر در فقه اسلامی نسبت به مرتد برخورد سخت گیرانه ای صورت می گیرد یک فلسفه مهم آن این است که ارتداد در جامعه اسلامی نوعی ایجاد تزلزل و بی ثباتی و عدم امنیت است . به نظر می رسد که ارتداد یک توطئه هماهنگ علیه نظام اسلامی و امنیت فکری و دینی مسلمانان بوده است . باارزش ترین مقوله زندگی بشر، دین و آیین او است و هدف از تشکیل نظام اسلامی نیز عینیت بخشیدن به دین است . «ارتداد» درواقع به معنای برافراشتن پرچم مخالفت و بی اعتنایی به چنین اصلی است . اگر هر کس و هر گروه آزاد باشند تا هرگونه و هر وقت که اراده نمودند، وارد عرصه دین شوند و هرگاه میلشان کشید به آن پشت پا بزنند بزرگترین ضربه و خدشه را بر چهره دین و حیثیت آن وارد می سازند . دشمنان توطئه گر برای اجرای نقشه های خویش به راحتی در پیکره نظام اسلامی و جامعه متدینان نفوذ می کنند و پس از حصول مقاصد، بی هیچ دغدغه خاطر و خطر عاجل از آن خارج می گردند و به همین خاطر افراد معمولی، دچار تزلزل فکری و تشویش ذهنی و عدم امنیت اعتقادی می گردند و چه بسا ارتباط خو درا با نظام فکری سیاسی متبوع خویش قطع نمایند . به همین دلیل آیات مربوطه قرآن، حاکی از آن است که دشمنان تمایل بسیار دارند که هر روزه تعدادی از مسلمانان دچار تردید و از اسلام گریزان شوند . «ود کثیر من اهل الکتاب لو یردونکم من بعد ایمانکم کفارا حسدا من انفسهم . . .» ; (34) یعنی بسیاری از اهل کتاب (یهود و نصاری) از روی حسد آرزو کردند شما را بعد از پذیرش اسلام و ایمان، به حال کفر بازگردانند با آن که حق برای آنها کاملا روشن شده است . (35)


جالب این است که از آیه 72 سوره آل عمران برمی آید که تعدادی از نیروهای کفار تبانی کردند تا بامدادان در حضور پیامبر (ص) ایمان بیاورند و شامگاهان مجددا دست از اسلام بردارند تا از این طریق مسلمانان دچار شک و شبهه شوند و آنان را نسبت به آیین خود بدبین سازند . علامه طباطبایی (ره) در ذیل این آیه می فرماید:


«آنان برای توجیه کار خودشان می گفتند ما فکر می کردیم اسلام، امارات و دلایلی بر حقانیت و درستی خود دارد ولی وقتی مسلمان شدیم، مشاهده کردیم که چنین نیست و شواهدی بر بطلان آن برای ما آشکار شد و این توطئه ای بود که برای ایجاد تردید در مؤمنین اندیشیده بودند .» (36)


خلاصه این که فلسفه اعدام مرتد، حفظ امنیت داخلی جامعه اسلامی و جلوگیری از نفوذ بیگانگان و نامحرمان در حریم اعتقادات دین مردم است . اگر در برابر مرتد سکوت شود، بیم آن می رود که هر روز افرادی به توطئه ای بر ضد مسلمانان برخیزند و برای ایجاد تزلزل در ایمان مؤمنان و در هم ریختن امنیت اسلامی، از طریق ارتداد وارد شوند و اینجا است که جامعه مبتلا به بحران فکری اجتماعی می گردد به خصوص این که کارهای تخریبی معمولا آثار سریع دارند . اگر به افراد اجازه داده شود هر روز که مایل هستند خود را وفادار به اسلام معرفی کنند و سپس استعفا دهند، در این صورت هرج ومرج بر جامعه اسلامی حاکم خواهد شد . در چنین فرضی مدارا، نه تنها روا نیست بلکه زمینه ساز توطئه های ویرانگر و فعالیت توطئه سازان حرفه ای، مانند سلمان رشدی ها برای ضربه زدن به اسلام و مسلمانان خواهد بود .


البته باید توجه داشت که حکم اعدام مرتد مربوط به کسی نیست که اعتقادی در درون خود دارد و درصدد اظهار و تبلیغ و آشکار شدن آن نیست; یعنی اگرکسانی درصدد تحقیق باشند مشمول حکم مرتد نیستند حتی اگر نتیجه تحقیق آنها بازگشت از اسلام و گرایش به آیین دیگری باشد مشروط بر آن که سخنی بر خلاف اسلام نگویند . همین نکته نشان می دهد که احکام مرتد به این خاطر است که شخص مرتد تجری و جسارت این را پیدا نکند که امنیت دینی و فکری مردم را متزلزل سازد .


ج) اگر می بینیم که اسلام نسبت به محارب برخورد سخت و خشنی دارد (قتل، به دار آویختن، قطع دست و پا و تبعید) باز به این خاطر است که محارب، امنیت سیاسی و اجتماعی و بلکه فکری و دینی مردم را دچار سستی و تزلزل می سازد و جامعه را دچار هرج و مرج می گرداند .


قرآن کریم می فرماید:


«انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فسادا ان یقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفوا من الارض ذلک لهم خزی فی الدنیا و لهم فی الآخرة عذاب عظیم الا الذین تابوا من قبل ان تقدروا علیهم . . . .» (37)


یعنی کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ بر می خیزند و اقدام به فساد در روی زمین می کنند (و با تهدید اسلحه به جان و مال و ناموس مردم حمله می برند) این است که اعدام شوند و یا به دار آویخته شوند یا دست و پای آنها به عکس یکدیگر (دست راست و پای چپ) بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند این رسوایی آنها در دنیاست و در آخرت مجازات بزرگی دارند مگر آنها که پیش از دست یافتن شما بر آنان، توبه کنند . . .


درتعریف فقهی محارب آمده است:


«المحارب هو کل من جرر سلاحه او جهزه لاخافة الناس و ارادة الافساد فی الارض فی بر کان اوفی بحر، فی مصر او غیره، لیلا او نهارا و یستوی فیه الذکر و الانثی .» (38)


یعنی: محارب به کسی گفته می شود که سلاح خود را برهنه یا آماده کند تا مردم را بترساند و در زمین افساد و خرابکاری کند چه در خشکی باشد و یا در دریا، چه در شهر باشد و یا غیر آن، چه زن باشد یا مرد . به تعبیر دیگر کسی که از راه اسلحه مردم را تهدید کند و امنیت مردم را در معرض خطر قرار دهد و اغتشاش و اضطراب در میان مردم ایجاد کند، محارب به حساب می آید .


د) برخورد تند اسلام نسبت به دزد نیز حاکی از اهمیت امنیت مالی در نگاه اسلام است . اگر نسبت به کسانی که چنین تهور و جسارتی دارند که قفلها را می شکنند و به انبار و یا صندوق و امثال آن که اموال مردم در آنها حفظ و نگهداری می شود دست برد می زنند، رحم و عطوفت نشان داده شود، یقینا امنیت مالی و اقتصادی جامعه در معرض مخاطره جدی قرار می گیرد .


ه) برخورد جدی و بی ملاحظه اسلام نسبت به زناکار و لواطکننده و نیز قذف کننده (کسی که دیگری را به زنا و لواط نسبت دهد و نتواند طبق مبانی شرعی آن را اثبات کند) نشان دهنده اهمیت امنیت عرضی و ناموسی و اخلاقی در جامعه است . اهمیت امنیت عرضی در اسلام به اندازه ای است که اگر کسی به شخصی نسبت زنا و یا لواط دهد و نتواند آن را از طریق شرعی ثابت کند باید هشتاد تازیانه بخورد . همانگونه که در اسلام برای مفاسد اخلاقی مانند زنا و لواط عقوبت سنگینی در نظر گرفته شده است، برای متهم کنندگان اشخاص به این گونه مفاسد و یا گواهی دهندگان به دروغ و یا کسانی که بدون رسیدن گواهان به حد نصاب (چهار شاهد عادل مرد) علیه کسی گواهی به زنا و لواط میدهند، مجازات سختی منظور گردیده است . همه اینها به خاطر حفظ امنیت جامعه از جنبه های اخلاقی است .


و) تحریم شدید قتل و آدمکشی نشان دهنده اهمیت امنیت جانی افراد جامعه در نگاه اسلام است . یکی از گناهان بسیار بزرگ که چه بسا موجب خلود در آتش می شود قتل است . قرآن کریم می فرماید: «من یقتل مؤمنا متعمدا فجزائه جهنم خالدا فیها . . .» ; (39) یعنی هر کس، مؤمنی را عمدا بکشد جزای او جهنم است در حالی که جاودانه در آن می ماند و خداوند بر او غضب می کند و او را از رحمتش دور می سازد و عذاب عظیمی برای او آماده ساخته است .


قرآن کریم در زمینه سلب امنیت جانی افراد جامعه و قتل و آدمکشی به یک نکته بسیار مهم اشاره می کند و آن این است که قتل یک نفر همانند قتل همه افراد جامعه است، چنان که احیای یک نفر معادل احیای همه انسانهاست . «من اجل ذلک کتبنا علی بنی اسرائیل انه من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا و من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا» ; (40) یعنی به همین جهت بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس انسانی را بدون ارتکاب قتل و یا فساد در روی زمین بکشد چنان است که گویی همه انسانها را کشته است و هر کس، انسانی را از مرگ رهایی بخشد چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است .


مرحوم علامه طباطبائی در ذیل این آیه می فرماید:


«تک تک اشخاص این نوع، افراد یک نوعند و شاخه های یک تنه درخت اند در نتیجه یک فرد از این نوع، از انسانیت همان را دارد که هزاران فرد آن را دارند و هزاران فرد از این حقیقت، همان را دارند که یک فرد دارد و تنها غرض خدای تعالی از خلقت افراد این نوع و تکثیر نسل آن، این است که این حقیقت که در تک تک افراد عمری کوتاه دارد، همچنان در روی زمین باقی بماند . به همین منظور نسلی را جانشین نسل سابق می کند تا نسل لاحق مانند سابق، خدا را در روی زمین عبادت کند، بنابراین اگر یک فرد از این نوع کشته شود، خلقت خدا تباه گشته و غرض خدای سبحان که بقای انسانیت نسل بعد از نسل بود، باطل شده است و قاتل در مقام معارضه با مقام ربوبی برآمده است .» (41)


از این آیه، اهمیت امنیت جانی افراد روشن می شود و با توجه به این که این آیات در محیطی نازل شده است که خون بشر در آن ارزشی نداشت، عظمت آن آشکارتر می گردد .


از امام صادق علیه السلام روایت شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله در آخرین سالی که به مکه آمدند و پس از آن که مناسک و اعمال لازم خود را انجام دادند، در منی میان جمعیت ایستاده و فرمودند: در میان روزها کدام روز شریف تر است؟ گفتند: امروز، فرمودند در میان ماهها چه ماهی شریف تر است؟ مردم گفتند: همین ماه ذی الحجة . فرمودند: در میان شهرها کدام شهر مقدس تر و محترم تر است؟ مردم گفتند: همین شهر مکه، پس از این فرمودند: بدون تردید خون، جان و مال شما محترم است و تصرف در آن بر شما حرام است مثل حرمت این روز در این ماه و در این شهر و این حرمت و احترام باقی است تا روز قیامت که خدا را ملاقات کنید و از شما و کارهای شما سؤال شود . بعد فرمودند: آیا مطلب را رساندم؟ همه گفتند: آری .


ز) تحریم بسیاری از اموری که مرتبط با حقوق مردم است در اسلام، در واقع نوعی پیشگیری و بازدارندگی از عوامل تهدیدکننده امنیت و مصونیت شخصیتی و حیثیتی افراد جامعه است . در فقه اسلامی روی حرمت حیثیت و آبروی افراد تکیه فراوان شده است . به همین خاطر در اسلام اموری مانند غیبت، تهمت، بهتان، افترا، تجسس، سوءظن، اهانت، استخفاف، تمسخر، آزار و اذیت مردم و دروغ گفتن به افراد حرام شده است . اگر اینگونه امور، در اسلام تحریم نمی شد امنیتی برای عرض و آبرو و شخصیت افراد باقی نمی ماند .


ای کسانی که ایمان آورده اید نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و نه زنانی، زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند و یکدیگر را مورد طعن و عیبجویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید . بسیار بد است که بر کسی پس از ایمان، نام کفرآمیز بگذارید و آنها که توبه نکنند ظالم و ستمگرند . ای کسانی که ایمان آورده اید از بسیاری از گمانها (سوءظن ها) بپرهیزید چرا که بعضی از گمانها گناه است و هرگز تجسس نکنید و هیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ همه شما از این امر کراهت دارید، تقوای الهی پیشه کنید که خداوند توبه پذیر و مهربان است . (42)


«دستورهای ششگانه ای که در این دو آیه مطرح شده است (نهی از سخریه، عیبجویی، القاب زشت، گمان بد، تجسس و غیبت) هرگاه به طور کامل در یک جامعه پیاده شود، آبرو و حیثیت افراد جامعه را از هر نظر بیمه می کند . نه کسی می تواند به عنوان خود برتر بینی دیگران را وسیله تفریح و سخریه قرار دهد و نه می تواند زبان به عیبجویی این و آن بگشاید و نه با القاب زشت، حرمت و شخصیت افراد را در هم بشکند و نه حق دارد حتی گمان بد ببرد و نه در زندگی خصوصی افراد به تجسس بپردازد و نه عیب پنهانی آنها را برای دیگران فاش کند . به تعبیر دیگر، انسان چهار سرمایه دارد که همه آنها باید در دژهای این قانون قرار گیرد و محفوظ باشد: جان و مال، ناموس و آبرو . تعبیرات آیات فوق و نیز روایات اسلامی نشان می دهد که آبرو و حیثیت افراد همچون مال و جان آنها است . اسلام می خواهد در جامعه اسلامی امنیت کامل حکمفرما باشد نه تنها مردم در عمل و با دست به یکدیگر هجوم نکنند، بلکه از نظر زبان و از آن بالاتر از نظر اندیشه و فکر نیز در امان باشند . واین امنیتی است در بالاترین سطح که جز در یک جامعه دینی امکان پذیر نیست .» (43)


ح) حرمت نوشتن و نسخه برداری کردن و حفظ کردن و خرید و فروش کتب ضلال که باعث گمراهی می شود باز برای مصونیت بخشی و امنیت آفرینی برای جامعه از عوامل گمراه کننده و تهدیدکننده فکری و عقیدتی و فرهنگی است . اسلام اجازه نداده است که هر کس با هر نوع گفتار و نوشتاری، امنیت فکری جامعه را در معرض تهدید قرار دهد . بر این اساس مطبوعات و نشریات در نظام اسلامی تا موقعی آزادند که به فرهنگ و اخلاق و باورها و ارزشها و هنجارهای پذیرفته شده جامعه، آسیب نرسانند .


در خاتمه این مقاله اشاره به این نکته نیز خالی از فایده نیست که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مساله امنیت از جایگاه بلند و ویژه ای برخوردار است . در اصل 22 قانون اساسی به صراحت آمده است: «حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز می کند و یا در اصل 23 آمده است: «تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد .» در اصول متعدد دیگر نیز به مساله امنیت افراد جامعه در عرصه های مختلف اشاره شده است . (44)


نتیجه گیری:


همانگونه که در مقدمه بحث اشاره شد هدف اصلی از این تحقیق، تبیین نقش دین در تامین امنیت در جامعه بشری است . در این تحقیق این نتیجه مهم بدست آمد که در یک نگاه و منظر واقع بینانه، بسیاری از آموزه ها و تعالیم اسلامی به صورت مستقیم و یا نامستقیم با مساله مهم «امنیت » در ارتباط است . روشن شد که یکی از برکات و حسنات ایمان مذهبی، برخورداری شخص مؤمن و یا جامعه مؤمنان از امنیت است . چنان که بسیاری از دستورات و توصیه های اخلاقی دین مانند خوش خلقی و خوش رویی و خوش گویی و خوش بینی نسبت به دیگران در همین راستا قابل ارزیابی است . همانگونه که یکی از فلسفه های پاره ای از احکام و مقررات اسلامی مانند وجوب امر به معروف و نهی از منکر و جهاد و یا حرمت غیبت، تهمت، افترا، اهانت، تمسخر، قذف، غصب، سرقت، زنا و . . . برقراری امنیت همه جانبه در جامعه دینی است . حکومت دینی نیز موظف است که در برنامه ریزی های خویش یکی از محورهای عمده را تامین امنیت قرار دهد و در راستای تحقق آن از هیچ تلاشی دریغ نورزد.




_________________
وجود بی نهایــــــــــــــــــــــت مسیر برای موفقیت در زندگی زیباست و این است که به زندگی مفهوم می دهد و انسانیت را به وجود می اورد.
There are infinite paths to success in life is beautiful and gives meaning to life and humanity creates


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
 موضوع پست: Re: طراحی افکار، ایده های علمی و تئوری پردازی
پستارسال شده در: جمعه 22 مرداد 1395, 11:22 am 
عضو پیشرفته
عضو پیشرفته
آفلاين
تاريخ عضويت:شنبه 22 تیر 1392, 12:45 pm
پست ها :
260 پست
محل سکونت:
میلاجرد
تشکر کرده اید:
1034 مرتبه
تشکر شده:
1032 مرتبه در 242 پست ها

محل تولد: اراك-ميلاجرد

 امنیت ملی زمینه‌ساز پیشرفت علمی کشور است


 


 


_________________
وجود بی نهایــــــــــــــــــــــت مسیر برای موفقیت در زندگی زیباست و این است که به زندگی مفهوم می دهد و انسانیت را به وجود می اورد.
There are infinite paths to success in life is beautiful and gives meaning to life and humanity creates


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 7 پست ] 


مباحث مرتبط
 مباحث   نويسنده   پاسخ ها   بازديدها   آخرين پست 
موضوع ناخوانده دیگری در این انجمن موجود نیست. انواع طراحی سایت

jahanema2015

0

663

يکشنبه 24 آبان 1394, 8:59 am

jahanema2015 نمایش آخرین ارسال

 


چه کسي حاضر است ؟

كاربران آنلاين: bing [bot]


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد

جستجو براي:
انتقال به:  
cron
News News Site map Site map SitemapIndex SitemapIndex RSS Feed RSS Feed Channel list Channel list
MilajerdSoftwareGroup Powered by: M.S.G | base on: phpbb 3.0.12 | Persian translator: Maghsad
phpBB SEO